ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
45
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
كشته شد و رضوان پسرش بر حلب فرمانروايى يافت . سلطان بركيارق رسولى نزد رضوان فرستاد و از او خواست كه كربوقا را آزاد كند . رضوان نيز كربوقا و برادرش التونتاش [ 1 ] را آزاد كرد . چون دو برادر آزاد شدند به گرد آوردن لشكر پرداختند . على بن شرف الدوله مسلم بن قريش از آن وقت كه تتش بعد از واقعهء مضيع او را امارت موصل داده بود ، در آنجا بود و برادرش محمد بن مسلم در نصيبين بود . ثروان [ 2 ] بن وهب و ابو الهيجاء كرد نيز با او بودند . محمد قصد آن داشت كه به موصل لشكر برد . از اين رو به كربوقا پيام داد و او را به يارى خود خواند و در دو منزلى نصيبين با او ديدار كرد ولى كربوقا او را در بند نمود و با لشكر خود برفت و نصيبين را محاصره كرد و پس از چهل روز آنجا را در تصرف آورد . آنگاه راهى موصل شد . موصل سخت به مقاومت پرداخت . كربوقا به بلد رفت و محمد بن شرف الدوله مسلم را در آنجا در آب غرق نمود و به محاصرهء موصل پرداخت و در يك فرسنگى شهر فرود آمد . على بن مسلم از امير جكرمش [ 3 ] صاحب جزيرهء ابن عمر يارى طلبيد . جكرمش به ياريش آمد . التونتاش راه بر او بگرفت و منهزمش ساخت . سپس به فرمان كربوقا در آمد و او را در محاصرهء موصل يارى داد . چون على بن مسلم نه ماه در محاصره ماند و كار بر او دشوار گرديد ، بگريخت و به صدقة بن مزيد پيوست . و كربوقا به موصل در آمد و التونتاش به كشتار و مصادرهء مردم شهر پرداخت و در برابر كربوقا از حد خويش تجاوز كرد . كربوقا فرمان داد او را در روز سوم ورودش كشتند . كربوقا به رحبه لشكر برد و آنجا را بگرفت و به موصل باز گرديد و با مردم موصل بسى نيكى كرد . مردم نيز از او خشنود بودند و كارهايش استقامت پذيرفت . استيلاى ارسلان ارغون برادر سلطان ملكشاه بر خراسان و كشته شدن او ارسلان ارغون بن الب ارسلان نزد برادر خود سلطان ملكشاه در بغداد اقامت داشت . چون سلطان ملكشاه از دنيا برفت و با پسرش محمود بيعت كردند او با هفت تن از موالى خود به همدان [ 4 ] رفت . در آنجا جماعتى بر او گرد آمدند و او آهنگ نيشابور نمود . در نيشابور او را به شهر راه ندادند . بناچار به مرو رفت . در مرو شحنهاى بود به نام امير قودن [ 5 ] از موالى سلطان ملكشاه و از كسانى كه در قتل نظام الملك سعى كرده بود . اين شحنه به فرمان ارسلان ارغون در آمد و شهر را تسليم او كرد . ارسلان ارغون سپس از مرو به بلخ راند . فخر الملك پسر نظام الملك كه در بلخ بود . به همدان گريخت و عهدهدار وزارت تاج الدين تتش گرديد و ما از آن
--> [ ( 1 ) ] متن : التوسطاش . [ ( 2 ) ] متن : مروان . [ ( 3 ) ] متن : مكرش . [ ( 4 ) ] متن : خراسان . [ ( 5 ) ] متن : قودر .